يه سلام خوشگل و صورتی به شما دوستای گلم03.gif

اول از همه ۱۲ مرداد روز تولد خواهرم ريحانه راتبريک می گويم و اميدوارم ۱۲۰ سال زنده باشه به وبلاگش سری بزنيد*

دوستای گلم می خواهم اين خاطره قشنگ را که از زبان خود عمو پورنگ عزيز است برايتان بنويسم33.gif

                        33.gifنقشه کشيدم از مدرسه فرار کنم33.gif

روز اول مدرسه را هرگز فراموش نمی کنم.اولين روز پاييز با زرد شدن برگ درختان،زندگی من سبز شده واين بخاطر بازگشايی مدرسه و رفتن به مدرسه بود.دلهره داشتم.چون من خيلی

مامانی بودم و دوست نداشتم از مادرم جدا شوم.روز اول خيلی گريه کردم.وقتی در حياط در صف ايستاده بودم،دائم به در حياط نگاه می کردم.مادرها پشت دری نيمه باز توی حياط

فرزندانشان را نگاه می کردندو مادرم با ذوق و شوق مرا نگاه می کرد.من هم با چشمان اشک الود چشم به او دوخته بودم که بيايد و مرا ببرد تا اينکه در بسته شد و فهميدم که بايد سر

کلاس حاضر شوم و ساعاتی را دور از مادرم باشم.سر کلاس نيمکت اول نشسته بودم و زار زار گريه می کردم.بغل دستی ام دلش سوخت.گفت:((بيا جايمان را عوض کنيم شايد بخاطر

جا است که گريه می کنی.))من با همان گريه گفتم:((بيا کمک کن من از مدرسه فرار کنم .)) ان دانش اموز هم کمک کرد.از لای در کلاس بيرون می رفتيم که دماغم خورد به زانوی معلم

و يک لحظه سرم را بالا اوردم.گفت:((کجا می رويد؟)) گفتم:((می خواهم بروم خانه،مادرم منتظرم است.))همين را گفتم و دوباره شروع کردم به گريه کردن.از دانش اموزی هم که

همراه من بود پرسيد:((تو کجا می روی؟))گفت:((می خواهم اين را برسانم خانه شان.))معلم با مهربانی گفت:((بنشينيد خودم شما را می رسانم.))نشستم و فراموش کردم که دلم برای

مادرم تنگ شده است.زنگ مدرسه به صدا درامد و همه امدند در حياط . در مدرسه باز شد و ديدم که پدرم دنبالم امده. پرسيدم:((شما چرا امديد؟مامان کجاست؟))گفت:((مادرت از دست

تو ناراحت است.تو گريه کرده ای.اگر قول بدهی ديگر گريه نکنی از اين به بعد مامان می ايد دنبالت.))پدرم انروز يک ماشين کوچک هم برای من خريده بود و برای اينکه مرا دلگرم کند به من هديه داد.

اميد وارم از اين خاطره خوشتون اومده باشه18.gif

دست علی يارتون     23.gif23.gif23.gif23.gif    خدانگهدارتون

/ 16 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ladan

سلام راحله جان.خوبی؟؟آپ کردم خوشحال ميشم سر بزنی و در مورد نوشته ی بعد که در وبلاگم نوشتم نظرت رو بدی..موفق باشی..

ایرسا

سلام راحله جونم. خانومی منتظر آپديتت هستيم. راستی من آپديت کردم و منتظرتم بيای

زهرا ناظمي

راحله جان. سلام. عالی بود.تا حالا اينو نديده بودم. از کجا گرفتيش؟ خيلی ممنون. در مورد اون وبلاگ من و دريا هم ممنون می شم هرچه سريعتر باشه بتونيد برام هرچی دوست داشتی بفرستي..

ladan

سلام راحله جونم.خوبی؟؟کجايی؟؟ با تابستون که داره تموم ميشه چی کار ميکنی هان؟؟اصلا نمی تونم فکر ش رو بکنم که دوباره بايد بريم مدرسه واااااااااای...موفق باشی

ladan

فکرم يک کمی زود بودا نه؟؟اشکال نداره آخه من خيلی اينده نگر هستم...!!

katayoon

سلام راحله جون. خوبی؟ من آپ کردم خوشحال ميشم که بيای. دوست دارم تا بعد ياحق

ایرسا

سلام راحله جونم . ما منتظر نوشته هات هستيما!!!!!!آپديت کن منتظريم!ببخش که هی مزاحمت می شم. من آپديت کردم بيا خوشحال می شم!

ladan

سلام راحله جونم.خوبی؟؟چرا آپ نميکنی منتظريمااااااااا!!!باشه؟؟..خيلی دوستت دارم..موفق باشی

زهرا ناظمي

راحله جان سلام. خوبی؟ چون ۲ نفريد. من برای يکيتون پيام می ذارم ولی ۲ تاتون بخونيد.ممنونم از لطفتون. با اجازه از شما شعرهاتون رو توی اين پروژه گذاشتم تا استفاده بشند. ممنونم ازتون. ما با تلاش و کوشش موفق خواهيم شد.

فائزه (گليجان)

سلامم راحله جون بالاخره اومدم خوبي ممنونمم دوست دارم بااااااااااااااااااي