mail me mail me home page archive
عمو پورنگ نازنین

اميد!!!!!

                                             (( به نام خدا ))

یه سلام به عمو پورنگ گلم و شما عزیزان.حالتون خوبه؟

این بار می خوام با هم در مورد امید و امیدواری صحبت کنیم.موافقین؟؟؟؟؟ اول یه داستان!

امید.....

دکترها جوابش کرده بودند و او امیدش را از دست داده بود.فکر می کرد با پژمرده شدن آخرین شاخه ی گل گلدان،او هم خواهد مرد.اما نمی دانست مادر با چه امیدی چند شاخه گل مصنوعی را لا به لای گل ها مخفی کرده بود.....

                                             

به نظر من ما باید اشتیاق زندگ ی کردن را داشته باشیم که این اشتیاق همان امیده.جشن عاطفه ها هم با این مسئله بی ربط نیست.

مدرسه ها داره شروع میشه.خیابونا و مغازه ها شلوغه.همه مشغول خرید وسایل مدرسه هستند.یکی دفتر می خره،یکی کیف .....و خلاصه همه دارن واسه سال تحصیلی جدید آماده می شن.اما در گوشه های شهر ما بچه هایی هستند که توانایی خرید این وسایل رو ندارند.اما گناه این بچه ها چیه؟مگه  بین اون بچه ی نیازمند کلاس اولی  با یه بچه ی کلاس اولی که توانایی خرید  وسایل مدرسه رو داره، چه فرقی هست؟اون هم شوق داره،اون هم دوست داره با وسایل نو به مدرسه بره.جشن عاطفه ها بهترین فرصته که مهر و محبتمون با دیگران تقسیم کنیم .و اشتیاق و شادی را به قلبشان هدیه کنیم.بیاید با هم به همه امید زندگی بدهیم.

            

انسان به امید امید زنده است.....

دست علی یارتون*************************خدانگهدارتون

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ٢٢ شهریور ،۱۳۸٥ - راحله