mail me mail me home page archive
عمو پورنگ نازنین

دوستان عزيز دوستتان دارم

يه سلام بلند و به رنگ صورتی به همه ی شما مهربونا

اول از همه از همه ی شما دوستان گلم معذرت خواهی می کنم چون در اين چند روز بهشون سر نزدم. چون مهمون داشتيم و من نتونستم پای کامپيوتر بيام ولی حالا جبران می کنم و به همه ی شما نازنينا سر می زنم

اين شعر رو هم تقديم می کنم به عمو پورنگ نازنين و دوستای گلم:

با نگاه خود بهارم می کنی        بی قرار روزگارم می کنی

لحظه ای مست نگاهت می شوم      لحظه ای هم هوشيارم می کنی

قلب من را همچو آهويی اسير         می بری با خود شکارم می کنی

ای وجودت همچو دريايی بزرگ         در ره خود جويبارم می کنی     

تا چشم به هم زدی دو ماه و هشت روز از تابستون رفت و بيست و سه روز باقی مونده هم سه سوت مياد و می ره و باز هم بايد بريم مدرسه و سر کلاس درس بشينيم،باز هم بايد با کتاب ها سر و کله بزنيم و بشينيم سر جلسه ی امتحان.نمی دونم چرا تابستون و تعطيلات عين برق و باد ميگذره اما فصل درس و مدرسه اصلا نميگذره که براش سرعت تعيين کنيم.چه ميشه کرد؟!همينه که هست؟!به قول معروف آش کشکه خالته بخوری پاته،نخوری پاته..........

دست علی يارتون       **********   خدانگهدارتون

 

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ۸ شهریور ،۱۳۸٤ - راحله