mail me mail me home page archive
عمو پورنگ نازنین

تمام شد!

                                         (( به نام خدای مهربون ))

یه سلام شیرین و سرشار از مهربونی به عمو پورنگ خوبم و همه ی شما دوستای عزیزم.امیدوارم که حالتون خیلی خوب باشه.

تمام شد.به همین سادگی.۳ماه تعطیلی و شور ونشاط تمام شد و ۹ ماه تلاش و درس خوندن و نشستن پشت نیمکت ها آغاز شد.این ۳ ماه به سرعت برق و باد گذشت.....

انگار همین دیروز بود که من به همه ی شما یه سلام گرم تابستونی کردم و شروع فصل تابستون رو به همتون تبریک گفتم!اما حالا باید یه خداحافظی گرم تابستونی و یه سلام غمگین پاییزی بکنم.ای روزگار!!!!!!!!!

       

دوستای گلم امسال،سال آخری است که من به مدرسه می روم.امسال من به پیش دانشگاهی می روم و باید برای کنکور آماده بشوم.امسال سال سرنوشته و من نتیجه ی ۱۲ سال درس خوندنم رو می گیرم.برام دعا کنید تا غول کنکور را با موفقیت شکست بدهم.

                     

اگه نتونستم آپ کنم یا بهتون سر بزنم،منو ببخشید.انشاالله جبران می کنم.به قول دوستم لادن عزیز:با دلهای پاک معصومتان برایم دعا کنید.

تا درودی دیگر بدرود.....

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ۳۱ شهریور ،۱۳۸٥ - راحله

اميد!!!!!

                                             (( به نام خدا ))

یه سلام به عمو پورنگ گلم و شما عزیزان.حالتون خوبه؟

این بار می خوام با هم در مورد امید و امیدواری صحبت کنیم.موافقین؟؟؟؟؟ اول یه داستان!

امید.....

دکترها جوابش کرده بودند و او امیدش را از دست داده بود.فکر می کرد با پژمرده شدن آخرین شاخه ی گل گلدان،او هم خواهد مرد.اما نمی دانست مادر با چه امیدی چند شاخه گل مصنوعی را لا به لای گل ها مخفی کرده بود.....

                                             

به نظر من ما باید اشتیاق زندگ ی کردن را داشته باشیم که این اشتیاق همان امیده.جشن عاطفه ها هم با این مسئله بی ربط نیست.

مدرسه ها داره شروع میشه.خیابونا و مغازه ها شلوغه.همه مشغول خرید وسایل مدرسه هستند.یکی دفتر می خره،یکی کیف .....و خلاصه همه دارن واسه سال تحصیلی جدید آماده می شن.اما در گوشه های شهر ما بچه هایی هستند که توانایی خرید این وسایل رو ندارند.اما گناه این بچه ها چیه؟مگه  بین اون بچه ی نیازمند کلاس اولی  با یه بچه ی کلاس اولی که توانایی خرید  وسایل مدرسه رو داره، چه فرقی هست؟اون هم شوق داره،اون هم دوست داره با وسایل نو به مدرسه بره.جشن عاطفه ها بهترین فرصته که مهر و محبتمون با دیگران تقسیم کنیم .و اشتیاق و شادی را به قلبشان هدیه کنیم.بیاید با هم به همه امید زندگی بدهیم.

            

انسان به امید امید زنده است.....

دست علی یارتون*************************خدانگهدارتون

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ٢٢ شهریور ،۱۳۸٥ - راحله

ميلاد عشق!!!!!

                                            به نام خدای مهربون

یه سلام به زیبایی گل ها و شیرینی لبخندها به عمو پورنگ خوبم و همه ی شما دوستای مهربونم.امیدوارم شاد و سرزنده باشید.

            

           ولادت باسعادت دوازدهمین اختر تابناک،حضرت مهدی(عج) مبارک باد.

              

                            

انتظار!!!!!

همه ی شب ها دستان پر از خواهش و نیازم را به سوی آسمان دراز می کنم.چشمانم را می بندم و با تمام احساس تو را نجوا می کنم.همه شب کارم همین شده که کنار پنجره بایستم و نظاره گر ستاره ها باشم و انتظار تو را بکشم.تو کی می آیی؟

ای آبی ترین حقیقت هستی در تمام لحظات به تو می اندیشم.بیا دستی بر دل های خسته و تنهای ما بکش.بیا که عاشقانه منتظرت هستیم.....

              

این روز های شاد و متبرک رو به شما عزیزان تبریک می گویم و امیدوارم شاد باشید.

خدایا همه ی پدر و مادر ها و خواهر و برادر ها را حفظ کن!

خدایا همه ی بیماران را شفا بده و رفتگان ما را بیامرز!

خدایا فرج آقا امام زمان(عج) را تعجیل بفرما!

 اللهم صل علی محمد و آل محمد

دست علی یارتون ************************* خدانگهدارتون

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ۱٦ شهریور ،۱۳۸٥ - راحله

من اومدم!!!!!

                                          (( به نام خدای مهربون))

سلام!سلام!سلام!

                    

        ولادت امام حسین (ع) سومین گل باغ امامت و روز پاسدار مبارک باد

                  

دوستای گلم من از مسافرت برگشتم.خیلی خوش گذشت.جای همه ی شما خالی بود!!!!!

عروسی که واقعا عالی بود.ما از فامیل های درجه یک (خیلی نزدیک) بودیم و باید ما و بقیه سنگ تموم می ذاشتیم،که این کار رو کردیم.چه خوب بود!خیلی خوش گذشت!

                                  

شمال هم عالی بود.واقعا پیوستن به آغوش سبز و باطراوت شمال کشور چه لذت بخش است!رفته بودیم چالوس(نزدیکای نمک آبرود).جای شما در جنگل های شمال و کنار دریای بی کران آرام خالی بود.

موج های دریا،غروب خورشید،قدم زدن روی شن های نرم ساحل دریا.....

به چشمه کیله رفتیم که جای باصفایی بود.یه خرچنگ هم پیدا کردیم که یادم رفت بیارمش!

                      

خلاصه این هم از یک سفر تابستانی عالی.امیدوارم که در این چند هفته ی باقی مانده از تابستان،بهتون خوش بگذره.

تا آپی دیگر شما را به خدای مهربون می سپارم.

             دست علی یارتون***************خدانگهدارتون

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ٦ شهریور ،۱۳۸٥ - راحله