mail me mail me home page archive
عمو پورنگ نازنین

*مبارکه*

                                  به نام خدای مهر و محبت

يه سلام کاملا شاد و قشنگ به شما دوستان گلم. خوبين؟ خوشين؟ سلامتين؟

در اين روز های پايانی فصل تابستون، روز ها مزين به اعياد و جشن و شادی و سرور شده است. کوچه ها و خيابان ها را چراغانی کرده اند و کوچک و بزرگ، پير و جوون، همه و همه در برگزاری جشن ها کمک می کنن.

        

              من اين روز های فرخنده را به عمو پورنگ نازنين و همه ی

            شما عزيزان تبريک عرض می نمايم.

          

تقديم به عمو پورنگ:

ای هميشگی! تو را کجا جست و جو کنم؟ در کنار غنچه های تازه جوانه زده يا کنار قناری های عاشقی که آواز عاشقانه سرمی دهند؟ تو را در کدامين واژه جست و جو کنم؟ در عشق،محبت يا مهربانی؟ تو در همه ی آنها خلاصه شده ای!!!! هرچند جمله ای تکراری است ولی باز هم ميگويم:((عمو پورنگ از صميم قلب دوستت دارم))

                                    

  باز هم اين عيد زيبا را به شما تبريک ميگويم  

دوستان گلم من چند روزی نيستم و منو ببخشيد اگه نتونستم بهتون سر بزنم. قول ميدم جبران کنم.

   دعا برای همه يادتون نره!!!!!

  دست علی يارتون  ********************** خدانگهدارتون

 

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ٢٥ شهریور ،۱۳۸٤ - راحله

چرا صدايش نمی کنی؟؟؟؟

سلامی به پاکی قلب های کودکانه تان به شما نازنينان:

در اين هستی بی کرانه و زير اين گنبد کبود، يک نفر هست که عاشق توست و دوست دارد تو عاشقش باشی. يک نفر هست که نگران توست و دلش می خواهد هميشه به سوی او گام برداری.روز و شب منتظر است که با او حرف بزنی، درد دل کنی و صدايش بزنی. کسی هست که آن بالا بالاها،فراتر از ستاره ها و کهکشان ها نشسته و منتظر است دست هايت را به طرف آسمان بلند کنی و از او بخاهی که حاجتت را روا کند.آنقدر بزرگ و کريم و مهربان است که بی هيچ تکبر و غرور و منتی به حرف هايت گوش می دهد و کوتاهی ها، سياهی ها، ناسپاسی ها و بدی هايت را به رويت نمی آورد.همه ی درها و پنجره های بارگاهش پيوسته باز است.نه خواب می شناسد و نه خستگی.

                   

کافی است با دلی پاک، ضميری روشن و نيتی شفاف به سويش بروی،خواهی ديد که چگونه تو را در آغوش ميگيرد و مهربانی و لطفش را نثارت ميکند. اگر با او دوست شوی، اگر با او يکرنگ باشی، به آرامش وصف ناشدنی خواهی رسيد. او از تظاهر و رنگ و ريا خوشش نمی آيد. بايد دلت را و درونت را صيقل بدهی و صاف کنی، سپس با او حرف بزنی، وقتی همه ی درها را به رويت بسته ديدی، وقتی به هيچ کس نتوانستی تکيه کنی، وقتی خسته و نااميد شدی، مطمئن باش که او دارد تو را نگاه می کند و دوست دارد که صدايش کنی و از او بخواهی که کمکت کند. خجالت نکش!!!! اگرچه زلال نيستی، اگرچه بار ها از فرمان او سرپيچی کرده ای، اما او مهربان ترين مهربان ها است، کريم است و کينه ای از تو به دل ندارد. به خودش سوگند اگر لب بگشايی و صدايش کنی، جوابت را می دهد.او منتظر توست. چرا صدايش نميکنی؟؟؟؟

 هيچ آدابی و ترتيبی مجو     ***********     هرچه می خواهد دل تنگت بگو

اميدوارم که خوشتون اومده باشه. دعا برای همه يادتون نره!!!!

از ايرسای گلم تشکر می کنم که اين عکس رو در اختيار من گذاشت.

 دست علی يارتون                        خدانگهدارتون   

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ۱٩ شهریور ،۱۳۸٤ - راحله

کودکی که ۳۲ سال سن دارد!!!!

سلامی به پاکی قلب های کودکانه مان و به با طراوتی باران به شما دوستان گلم:

همه ی شما صاحب اين عکس را می شناسيد. اسمش داريوش است که بسيار مهربون و دوست داشتنی است.

                            

وقتی ۲۱ ساله شد همکاری خود را با تلويزيون و راديو شروع کرد.و در ابتدا در برنامه های راديويی گزارشگر بوده است و سپس در برنامه ی ((عصر جمعه با راديو))در تیپ های مختلف کار کردکه شاخص ترين کارش (( گله پسر)) و (( ننه بلقيس)) بود.البته در آن زمان با برنامه ی (( ما و شما)) هم در تلويزيون ظاهر شد، برنامه ای که به کارتون های درخواستی برای بچه ها اختصاص داشت.از ديگر کارهايش ميتوان به (شبکه ی بی طرف،تورنگ و پورنگ،يکی و تکی،مصاحبه با جناب باز باران با طراوت) اشاره کرد

                                   ***********************************

از عمو پورنگ ديگر برنامه ای پخش نشد و بالاخره ار بهار ۸۲ عمو پورنگ در مسابق ی تلفنی زنده در برنامه ی کودک به عنوان مجری مشغول به کار شد و تا امروز که دو سال از برنامه اش ميگذرد همه طرفدار و علاقه مند به او هستند و همه او را به عنوان بهترين عموی دنيا و مجری خوب دوست دارند.

                              

عمو پورنگ نازنين! به چشمان زيبايت سوگند که دوستت دارم و هزاران شاخه گل سرخ را پيشکش قلب مهربانت می کنم.

                   دست علی يارتون***************** خدانگهدارتون

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ۱٥ شهریور ،۱۳۸٤ - راحله

آفرين به عمو پورنگ!!!!

به نام خدای مهربون

سلام به شما دوستان خوبم، به شما که مهربون و دوست داشتنی هستيد.اميدوارم که حالتون خوب خوب خوب باشه!!!!!!!!!

اول از همه از انسيه ی گلم و دريا جون معذرت خواهی ميکنم چون نمی تونم وبلاگاشون رو باز کنم

ديروز که برنامه ی عمو پورنگ رو می ديدم به خودم گفتم:آفرين به عمو پورنگ!!!!ميدونيد چرا؟؟ بخاطر اينکه عمو پورنگ با اينکه حال برادش خوب نيست،اصلا نمی ذاره بچه ها چيزی از اين موضوع بفهمند تا بچه ها غمگين نشوند يا فکر نکنند که عمو پورنگ باهاشون قهره!!!!

عمو پورنگ مهربون

دوستان گلم عمو پورنگ خيلی مهربون تر از اين حرفاست.عمو پورنگ اونقدر ما بچه ها رو دوست داره که حتی اگه بدونه يه کاری رو ديگه تا آخر عمرش انجام نميده باز هم بچه ها رو نااميد نميکنه.آخه خيلی نازه!!!!!!!!!!!

خب با اين اوصاف عمو پورنگ مجبور شده که وبلاگش رو ببنده.شايد به صلاح ما بچه ها بوده.شايد می خواسته با اين کارش که به ما بفهمونه که اون وبلاگی که تازگيا سر و کله اش در بلاگفا پيدا شده تقلبيه !!!!!!نميدونم شايد!!!!!!!!!

دست علی يارتون************* خدانگهدارتون

 

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ۱٢ شهریور ،۱۳۸٤ - راحله

دوستان عزيز دوستتان دارم

يه سلام بلند و به رنگ صورتی به همه ی شما مهربونا

اول از همه از همه ی شما دوستان گلم معذرت خواهی می کنم چون در اين چند روز بهشون سر نزدم. چون مهمون داشتيم و من نتونستم پای کامپيوتر بيام ولی حالا جبران می کنم و به همه ی شما نازنينا سر می زنم

اين شعر رو هم تقديم می کنم به عمو پورنگ نازنين و دوستای گلم:

با نگاه خود بهارم می کنی        بی قرار روزگارم می کنی

لحظه ای مست نگاهت می شوم      لحظه ای هم هوشيارم می کنی

قلب من را همچو آهويی اسير         می بری با خود شکارم می کنی

ای وجودت همچو دريايی بزرگ         در ره خود جويبارم می کنی     

تا چشم به هم زدی دو ماه و هشت روز از تابستون رفت و بيست و سه روز باقی مونده هم سه سوت مياد و می ره و باز هم بايد بريم مدرسه و سر کلاس درس بشينيم،باز هم بايد با کتاب ها سر و کله بزنيم و بشينيم سر جلسه ی امتحان.نمی دونم چرا تابستون و تعطيلات عين برق و باد ميگذره اما فصل درس و مدرسه اصلا نميگذره که براش سرعت تعيين کنيم.چه ميشه کرد؟!همينه که هست؟!به قول معروف آش کشکه خالته بخوری پاته،نخوری پاته..........

دست علی يارتون       **********   خدانگهدارتون

 

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ۸ شهریور ،۱۳۸٤ - راحله

چه سخته....

با سلام به همه ی عزيزانم:

صنما با غم عشق تو چه تدبير کنم 

                                     تا به کی در غم دوری تو ناله شب گير کنم

به وبلاگ قشنگ عمو پورنگ نازنينم يه سری زدم.به اميد اينکه عمو پورنگ ما به دنيای قشنگ و معصومانه ی طرفدارانش برگشته من هم مثل همه ی شما با اين نوشته رو به رو شدم:

      اين وبلاگ برای هميشه بسته شد

ای کاش خواب می ديدم و همه ی اين ها يه کابوس بود ولی نه! من بيدار بودم و اين نوشته ی تلخ واقعيت داشت.باور کنيد وقتی نوشته رو خوندم، انگار دنيا روی سرم خراب شد، نبضم نمی زد، يخ کرده بودم،رنگم پريده بود،بدنم می لرزيد که انگار يه زلزله ی ۸ ريشتری در بدنم رخ داده بود.انگار من در اون لحظه های تلخ مرده بودم.ولی نه مردنی که به ديار باقی بروم بلکه در اون لحظه روح من مرده بود.سخترين و بدترين لحظات زندگيم بود ولی چه می شه کرد؟؟؟؟؟؟زندگی با همه ی خوبی ها و بدی هاش ادامه داره و بعضی وقت ها زندگی بر وفق مراد نيست.

ولی ما بايد به هم قول بدهيم که هيچگاه نبايد نااميد و دلسرد شويم. ما بايد تحمل داشته باشيم و صبوری کنيم تا عمو پورنگ عزيزبرگردد.هر کی حرف منو قبول داره حتما بهم بگه.من منتظر حرف های قشنگتون هستم.

عمو پورنگ چرا وبلاگت رو برای هميشه بستی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ما چون دو دريچه رو به روی هم  ****   آگاه ز هر بگو مگوی من

هر روز،سلام و پرسش و خنده   ****   هر روز،قرار روز آينده

اکنون دلم شکسته و خسته است  ****  زيرا يکی از دريچه ها بسته است

دست علی يارتون   **************** خدانگهدارتون

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ٢ شهریور ،۱۳۸٤ - راحله